داود قادری

دکتری تخصصی روانشناسی بالینی

خفگی در رابطه عاطفی ( چرا در روابط عاطفی و فردی به افراد می چسبیم؟)

_ چرا در روابط عاطفی و فردی به افراد می چسبیم؟!

( خفگی در رابطه عاطفی)

سبک دلبستگیِ ناایمن  می‌تواند منجر به ترس از دست دادن و رها شدن شود.



نکات کلیدی:

● بودن در یک رابطه عاطفی چسبنده به چه معناست؟

●علت این رفتار چیست؟

● یک شریک عاطفی چسبنده با ما چه می‌کند؟

‌● برای بهبود چه باید کرد؟

● اگر من آن شریک‌ عاطفیِ چسبنده باشم؛ چه؟



گاهی زخم‌هایی که از گذشته بر روان و ناخودآگاه افراد اثر گذاشته‌اند، به شکل قابل درک، آن‌ها را بیش از حد هوشیار، محتاط و نگران می‌سازد تا مراقب باشند که مبادا تاریخ تکرار شود. در نتیجه‌ی این زخم‌ها، عده ای این انگیزه را پیدا می‌کنند تا هرکاری لازم است انجام دهند تا افرادی را که از نظر عاطفی در زندگی آن‌ها حضور دارند، در کنار خود حفظ کنند.آن‌ها خواستارِ اطمینانند، احساس اطمینان در هر لحظه و هر شرایطی، پس می چسبند به رابطه، به فرد، به هر آنچه‌ که آن‌ها را از ترسِ از دست دادن، نجات دهد.


بودن در یک رابطه عاطفی چسبنده (خفگی عاطفی) به چه معناست؟
_احساس خفگی می‌کنم…
_ دائما پیامک می فرسته، تماس می‌گیره و من رو چک می کنه. انتظار داره همیشه در دسترس باشم و به سرعت پاسخ بدم‌. وای به روزی که کمی دیر جواب بدم…
_ شریک عاطفیِ من با کوچک‌ترین نشانه‌ای از طرد یا انتقاد، زخمی میشه و واکنش های بیش از حد حساس نشون میده.
_ سایر روابط من با دوستان، در محیط کار و…برای او تهدیدکننده هستند.
_ تمایل داره هر لحظه رو با من بگذرونه.
_انگار همیشه به اطمینان نیاز داره، به این که مکرر بهش بگم دوستش دارم و بهش اهمیت میدم‌.
_نمی‌تونم باهاش صادق باشم، چون بیش از حد حساسه.
_ با کوچک‌ترین اتفاق ناخوشایندی فاجعه‌آفرینی می‌کنه و بدترین سناریوها رو می‌نویسه.

اگر تجربه‌ی یک یا چند مورد بالا برای شما آشنا و ملموس به‌نظر می‌رسه، و بارها و مکرراً در رابطه عاطفی تجربه کردید؛ درگیر ” رابطه عاطفی چسبنده” هستید.


علت رفتارهای چسبنده چیست؟
این‌که چرا افراد رفتار چسبنده دارند، به ترس آن‌ها از رها شدن مربوط می‌شود. چسبندگی ویژگی شخصیتی این افراد نیست. بلکه لایه‌های پیچیده‌تری دارد که به کودکی بر‌می‌گردد.
زمانی که ما نوزاد و نوپا هستیم، سبک‌های دلبستگی ما شکل می‌گیرند و تا بزرگسالی همراه ما می آیند.نوع سبک دلبستگی ما بستگی به رابطه‌ای دارد که با  والدین یا مراقبین عاطفی خود داشته‌ایم.
سبک دلبستگی ِ ما، توصیف می‌کند که چگونه تمایل داریم با دیگران وارد رابطه شویم و با آن‌ها ارتباط بگیریم.
بر اساس تئوری دلبستگی، زمانی که والدین یا مراقبین کودک، در هجده ماه اول زندگی حساس و هماهنگ با نیازهای فرزندشان باشد، احساس امنیت و ثبات در کودک ایجاد می‌شود.  آنها چیزی را ایجاد می کنند که به عنوان سبک دلبستگی ایمن شناخته می شود.  از سوی دیگر، اگر نیازهای عاطفی کودک برآورده نشود، یکی از سه نوع دلبستگی ناایمن در او ایجاد می شود.

فردی که در بزرگسالی نیاز به اطمینان بخشی دائمی از سمت شریک عاطفی خود دارد(چسبندگی) ممکن است سبک دلبستگی اضطرابی داشته باشد، او همیشه رفتارهای شما را بررسی می کند و به‌دنبال نشانه‌هایی است که ممکن است دیگر او را دوست نداشته باشید.
آن‌ها پیوسته درگیر این هستند که توسط شما رها خواهند شد و بنابراین هرگز نمی توانند آرامش داشته باشند یا در رابطه احساس راحتی کنند.
از سمت دیگر، باید از توجه به عزت نفس پایین در این افراد، غافل نشد.
کودکی که نیازهای او توسط مراقب اصلی رشد برآورده نمی‌شود، این پیام را دریافت می‌کند که نیازهای او اهمیتی ندارند.
او می آموزد که به عنوان یک شخص ارزشمند نیست و در نتیجه این احساس برای او درونی می‌شود که  ارزش عشق و روابط سالم را ندارد.
آن‌ها می خواهند که دوست داشته شوند اما چون قویاً معتقدند که مردم در نهایت آن‌ها را رها خواهند کرد، با رفتار چسبنده و وسواس‌گونه به دنبال نشانه‌های تاییدِ ترس خود از طرد شدن می‌گردند و آن‌ها را تقویت می‌کنند.

یکی دیگر از مشکلاتی که این افراد با آن روبرو هستند، عدم قاطعیت،تصمیم گیری و فقدان مرزهای شخصی است.
افرادی که در اوایل زندگی آسیب‌های روحی و بدرفتاری را تجربه کرده‌اند،درک خوبی از این‌که چه کسی هستند، نیازها و ارزش‌هایشان چیست، ندارند.
آن‌ها همچنین در درک مرزهای دیگران مشکل دارند، بنابراین تماس بیش از حد یا اجازه ندادن برای داشتن فضای شخصی برای آن‌ها رفتاری عادی است.


یک شریک عاطفی چسبنده با ما چه می‌کند؟

متاسفانه رفتارها و تقلاهایی که این دسته از افراد برای ماندن شریک خود انجام می‌دهند، دقیقا در جهت معکوس عمل کرده و اغلب دلیل ترک کردن آنها می شوند.
اساساً فردی که ترس از رهاشدن دارد، بدترین ترس‌های خود را به واقعیت تبدیل می‌کند.

حالا می‌دانیم که چسبندگی فشار زیادی را در رابطه ایجاد می‌کند.
شریک عاطفیِ فرد چسبنده، احساس مداوم خستگی روحی و خفگی دارد.آنها ممکن است از اینکه مجبورند با خواسته های عاطفی شریک زندگی خود کنار بیایند، ناراحت باشند.
در مرور زمان، رابطه به سمت یک رابطه وابسته و نه یک شراکت عاطفی پیش می رود.شخص دیگر در نهایت نیازهای خود را قربانی کند تا نگرانی های شریک سخت خود را آرام کند و اطمینان حاصل کند که نیازهای او برآورده شده است.  با گذشت زمان، این می تواند منجر به رنجش شود، که می تواند ارتباطی را که قبلا وجود داشت از بین ببرد.

چه راهکارهایی برای کمک وجود دارد؟


_صحبت کردن در مرحله اول
در فضایی عاری از سرزنش و قضاوت‌گری، با همدلی و درک به شریک عاطفی خود توضیح دهید که رفتارهای چسبناک او چه احساسی در شما ایجاد می‌کند.در مورد این‌که چگونه رفتار آنها بر شما تاثیر می گذارد،واضح و قاطع باشید.


_ایجاد مرزهای سالم
با یک شریک چسبنده،حفظ مرزها در زمان و فضای فیزیکی بسیار مهم است. برای شروع، با او در مورد زمان‌هایی صحبت کنید که نباید با شما تماس بگیرد، یا زمان‌هایی که نیاز دارید به تنهایی سپری کنید و او نباید در آن لحظات حضور و دخالتی داشته باشد. اضافه کنید که این زمانِ مجزا باعث می‌شود که زمان با هم بودن، معنادارتر باشد.


_ به درمان فکر کنید.
شریک عاطفی خود را تشویق کنید تا با یک درمانگر مجرب ملاقات کند.
درمان فردی می‌تواند به روشنی او را به الگوهای فکری ناکارآمدش واقف کند و به او کمک کند تا خود را بهتر درک کند. درمان همچنین کمک می کند تا فرد روی رشد و پرورش مهارت‌هایی کار کند که او را مستقل‌تر خواهد کرد.

اگر من آن فردِ چسبنده باشم،چه ؟!

به یاد داشته باشید که ” چسبندگی” شما را تعریف نمی‌کند. این ویژگی، پیشینه شماست که انتخابش نکرده‌اید.

پس با شفقت و همدلی، همراه خود باشید!

 با برخی تغییرات ساده می توان رفتار چسبنده را مهار کرد:

_ابتدا باید بپذیرید که رفتار شما مشکل ساز است. پرداختن به این ویژگی و تلاش برای بهبود آن، نه تنها رشد شخصی شما را افزایش می‌دهد،بلکه باعث تقویت رابطه نیز می‌شود.

_ این می‌تواند آزاردهنده باشد که تلاش‌های شما برای نزدیک‌تر شدن به شریک زندگی‌تان،تاثیر معکوس دارد.پس ضمن صحبت با شریک عاطفی، به او اجازه دهید از احساس خود سخن بگوید، این بینشی ارزشمند به شما می‌دهد و به شما کمک می‌کند، تا به سمت تغییرات مثبت گام بردارید.

از شریک عاطفی خود بخواهید مرزهای عاطفی و فضای شخصی خود را به وضوح مشخص کند و تلاش کنید با بینش روشن به الگوهای فکری نادرست خود، به این مرزها احترام بگذارید.

_روی خود تمرکز کنید.

فعالیت‌ها و علایقی، جدا از شریک عاطفی خود شکل دهید. با تمرکز بر سرگرمی‌ها و رشد شخصی،زندگی متعادل‌تری ایجاد می‌کنید.

روی روابط با دوستان و خانواده سرمایه گذاری کنید.حفظ ارتباطات اجتماعی باعث حمایت عاطفی و احساس تعلق می‌شود که فشار و وابستگی عاطفی به شریک عاطفی را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.

_ روی مدیریت اضطراب خود کار کنید.

رفتار چسبنده به شدت با اضطراب مرتبط است، زیرا این رفتار نتیجه ناامنی است.  بنابراین، کار بر روی ناامنی های خود باعث کاهش رفتار چسبنده می شود.  سعی کنید بفهمید چه چیزی باعث اضطراب شما می شود.  برای کاهش اضطراب خود از طریق ذهن آگاهی، تمرینات تنفسی، یادداشت روزانه، یا درمان تلاش کنید. با یک درمانگر ملاقات کنید که می تواند به شما در توسعه مهارت های مقابله کمک کند تا از شریک زندگی خود مراقبت کنید و در عین حال به او فضایی برای تنفس بدهید.

جمع بندی:

علیرغم تصویرهای فرهنگی و ادبی که از عشق رمانتیک و افسانه‌ای در ذهن‌ ما ساخته و نقش  بسته شده، (آن‌جا که عشق همه چیز را در برمی‌گیرد و مرزهای بین خود و دیگری را محو می کند)؛ یک رابطه سالم ،پایدار و صمیمی به این بستگی دارد که دو نفر در آن واحد که به یکدیگر دلبسته­اند، در عین حال خودمختار و مستقل و دارای آزادی عمل در حیطه‌های سالم، توافق شده و بی آسیب باشند.

چنان‌چه به دلیل تجارب منفی دوران کودکی و به دنبال آن، شکل‌گیری الگوهای ناسالم و نادرست، شکل گیری سبک‌های دلبستگی ناایمن، به مشکلاتی در شکل‌دهی روابط عاطفی، نظیر ” روابط عاطفی چسبنده” مبتلا شدیم؛ آگاه باشیم که محکوم نیستیم به این‌که تجربیات دوران کودکیِ ما، همه روابط و نتایج روابط ما را تعیین کنند.

ما قادر هستیم با تلاش، کمک و حمایت،‌یاد بگیریم  که متفاوت زندگی کنیم و از چرخه تکرار الگوهای ناسالم بیرون بیاییم.

1 دیدگاه در “خفگی در رابطه عاطفی ( چرا در روابط عاطفی و فردی به افراد می چسبیم؟)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
error: